تبليغاتX
من اومدم، بازم اومدم ، بازم اومدم که بهتون سیاهی روزگار رو نشون بدم، بازم اومدم که به درد دلاتون گوش بدم، بازم اومدم که خودم رو گم کنم میون همه دردای بچه گانه خودم ، بازم اومدم که قایم شم و دل شکسته ام رو از همه پنهان کنم، بازم اومدم که تنهاتون نذارم و باز هم خودم همون تنهای همیشگی باشم ღ من عاشق نمیشم ღ
قسمت اول :
دلم میگوید امشب
چشم در راه کسی هستی
که قلبت را که از دستان سرد من گرفتی
رهسپار غربتش سازی

--------

 

قسمت دوم :
دلم میگوید
حس من برایت باعث زجر است
نمیخواهی مرا تلخ است
وجودم را در وهم به آتش میکشی
شاید ز خاطر محو میسازی
مرا نفرین مکن جانا
من از اندوه سرشارم
پر از دردم نمیدانی
کسی گفت: درد از هر طرف درد است
و شاید علت این درد غم طرد است

--------


قسمت سوم:
دلم میگوید
از چشمت چو اشکی سرد و بی حاصل
فتادم بر زمین
کمر بشکست در خاطر
اگر حتی به پا خیزم
امیدم کو، که بگریزم؟




-----------------------------------------------

چند تا از دوستان خیلی لطف داشتن و تو این مدت (چه به صورت خصوصی چه عمومی ) همیشه از من میخواستن که دوباره آپ کنم

چشم آپ میکنم

اما دیگه آپام رو به کسی خبر نمیدم

اما به هر کس که به وبلاگم سر بزنه سر خواهم زد و از خجالتش در خواهم آمد

همیشه سبز و خرم باشید

آرزومند آرزوهای سبزتان

التماس دعا

+ شنبه 22 تیر1387ساعت 0:14 به دست سپیده |


دلم اندوهگین

سرم سنگین

دو چشمم خیس و بغضم خسته و آهم فراوان

دو پایم مانده از راه است و گریان

به هر چیزی که میبینم زنم چنگ

که شاید نشکند پشتم ز هر درد.

کنم ناله، کشم آه و دلم سرد

ز احساسم گریزان و

ز عقلم نیز آویزان و

در اندوه خود غرق و

 

صدایم را که ویلان است و سرگردان

کسی از دور برای لحظه ای حتی،

که دستم را بگیرد

و دلم آرام گیرد و

سرم از درد خود کاهد

و احساسم مرا آزاد آزاد گذارد

هم نمیخواهد

 

و شاید لحظه مرگم

به روی صخره ای از زجر و از اندوه

که اجزایش همه از جنس آتش، خشم و تنهایی و

بیماریه عشق و ذره ای مرگ و

چه غمگینانه خواهم خفت

 

لبان خندان و با بغضی که دیگر لحظه ای آنرا نخواهم ریخت

مدفون است

 

عجب سخت است مردن هم

 

بچه ها عمر این وبلاگ به سر رسید و کلاغه به خونش نرسید

یه موقع نگران آبجیتون نشید

من خوبم، خوبتر از همیشه، حداقلش اینه که تکلیفم با خودم روشنه

التماس دعا

آرزومند آرزوهای سبزتان

 

نظر خواهی هم آزاد گذاشتم که اگه کسی خواست فحشم بده راحت باشه

راستی پیواندای وبلاگاتونم حذف نکردما، فقط از تو قالب برشون داشتم، تا کسی مزاحم شماها دوستای گلم نشه

نمیخوام مدیون کسی باشم

راستی آی دیمم دیگه سر نمیزنم، یه موقع برام آف نذارید که بعد ناامید شین

من بی معرفت نیستما، اما باید یه تغییری تو زندگیم بدم دیگه

همیشه که نمیشه همه چیز رو تکرار کرد و هر چیزی رو چند بار امتحان کرد

شما هم به زندگیتون بیشتر برسید

به این دنیای مجازی هم دل نبندید ،حتی به دنیای واقعی هم دل نبندید

الان من ۳ ساله که دارم وبلاگ مینویسم، دوستای یک سال پیشم دیگه نیستن.

+ سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 20:50 به دست سپیده |